از مسئولیتپذیری تا مسئولیتگریزی؛ روایت یک جامعه
یادداشت// در بسیاری از مشکلاتی که امروز با آن روبهرو هستیم، نگاهها معمولاً به سمت مسئولان، نهادها یا دیگران معطوف میشود؛ گویی همیشه کسی جز ما مسئول وضعیت موجود است. اما اگر صادقانه به رفتارهای...
یادداشت// در بسیاری از مشکلاتی که امروز با آن روبهرو هستیم، نگاهها معمولاً به سمت مسئولان، نهادها یا دیگران معطوف میشود؛ گویی همیشه کسی جز ما مسئول وضعیت موجود است. اما اگر صادقانه به رفتارهای روزمره خود بنگریم، خواهیم دید که بخشی از این مشکلات، نتیجه کمرنگ شدن حس مسئولیتپذیری در میان خود ماست.
مسئولیتپذیری، تنها به انجام وظایف شغلی یا اداری محدود نمیشود. این مفهوم از سادهترین رفتارهای روزانه آغاز میشود؛ از رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی، احترام به حقوق شهروندان، حفظ محیطزیست و اموال عمومی گرفته تا پایبندی به قول و تعهد، انصاف در برخورد با دیگران و احساس مسئولیت در قبال آینده جامعه. هر رفتار کوچک، اگر با احساس مسئولیت همراه باشد، میتواند زمینهساز تغییری بزرگ شود.
در مقابل، مسئولیتگریزی بهآرامی به یک آسیب اجتماعی تبدیل میشود. زمانی که هر فرد، اشتباهات خود را توجیه میکند، مشکلات را به گردن دیگران میاندازد و نسبت به سرنوشت جامعه بیتفاوت میشود، اعتماد عمومی نیز آسیب میبیند. جامعهای که در آن افراد مسئولیت رفتارهای خود را نمیپذیرند، بهتدریج سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد و مسیر توسعه با موانع جدی روبهرو میشود.
واقعیت این است که هیچ قانونی، هرچقدر هم کامل باشد، بدون همراهی مردم به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. توسعه و پیشرفت، تنها با ساختن خیابانها، ساختمانها و زیرساختها محقق نمیشود؛ بلکه به شهروندانی نیاز دارد که مسئولانه زندگی کنند، نقد منصفانه داشته باشند، حقوق دیگران را محترم بشمارند و خود را در برابر جامعه پاسخگو بدانند.
فرهنگ مسئولیتپذیری باید از خانواده آغاز شود، در مدرسه آموزش داده شود، در دانشگاه تقویت گردد و در محیطهای کاری و اجتماعی به یک ارزش تبدیل شود. نسل آینده، بیش از آنکه از سخنان ما درس بگیرد، از رفتار ما الگو خواهد گرفت. اگر امروز مسئولانه رفتار کنیم، فردای جامعه نیز مسئولانهتر خواهد بود.
بیشک جامعهای که شهروندان آن احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند، از اعتماد، همدلی و آرامش بیشتری نیز برخوردار خواهد بود. تغییرات بزرگ، همیشه از تصمیمهای کوچک آغاز میشوند؛ از همان لحظهای که هر یک از ما بپذیریم سهمی در ساختن آینده داریم و نمیتوانیم همه مسئولیتها را بر دوش دیگران بگذاریم.
شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، جامعه ما به بازگشت این فرهنگ نیاز دارد؛ فرهنگی که در آن هر فرد، پیش از مطالبه از دیگران، از خود بپرسد: «من برای بهتر شدن جامعه چه کردهام؟» پاسخ به این پرسش، میتواند آغاز راهی باشد که مقصد آن، جامعهای مسئولتر، امیدوارتر و انسانیتر است.
نویسنده مهسا باغفلکی
بدون نظر! اولین نفر باشید